مهناز زن جوان قربانی انتقام شیطانی از شوهرش

0
114
Loading...


عصر روز حادثه مرد جوان وقتی به خانه برگشت با صحنه ای روبرو شد که باعث شد سریع و هراسان به اداره پلیس زنگ بزند و درخواست کمک کند… اما شرح ماجرا را اینجا بخوانید

ماموران به خانه زوج جوان رفتند و با جسد نیمه عریان دختر جوان روبرو شدند ، شواهد نشان می‌داد این زن خفه شده است و پلیس با بررسی صحنه جرم شروع به تحقیق کرد . در بررسی‌ها مشخص شد مهناز قربانی جنایت یک آشنا شده و قاتل یا قاتلان بدون شکستن قفل در وارد خانه شده اند

تحقیقات پلیس ادامه داشت تا اینکه بررسی فیلم دوربین مداربسته مغازه ای در نزدیکی ورودی خانه قربانی نخستین سرنخ را به پلیس داد. ماموران پلیس مرد جوانی را شناسایی کردند که از اهالی خانه نبود و ساعتی قبل از پیدا شدن جسد مهناز وارد خانه شده بود

همسر مهناز به نام سعید و برادرش مهدی این مرد را شناسایی کردند و گفتند او را می‌شناسند . بهرام مرد خیاطی است که از سال ها قبل در آن محله زندگی می کند.

Loading...

با افشای این ماجرا بهرام ۳۳ساله ردیابی و بازداشت شد

بهرام که سعی داشت خودش را بی اطلاع از مرگ زن جوان نشان دهد در بازجویی های بعدی لب به اعتراف گشود و به قتل مهناز اعتراف کرد

انگیزه دیرینه در قتل زن جوان نقش داشت

این ماجرا به سالها قبل وقتی که من و برادر و همسر مهناز نوجوان بودیم، برمی گردد. ما در یک محله با هم زندگی می کردیم . در آن زمان سعید و مهدی برادرش با هم دوست بودند. آنها پشت سر من حرف های نامربوط جنسی میزدند و به همه بچه‌های محل گفته بودند من مورد آزار جنسی آنها قرار گرفته ام. و این موضوع باعث شده بود تا سالها در مدرسه بارها مورد تمسخر همکلاسی هایم و حتی بچه محل هایم  قرار بگیرم و تحقیر شوم. به همین خاطر از نوجوانی از آنها کینه داشتم .

سالها از این ماجرا گذشت تا اینکه سعید ازدواج کرد و نمیدانم چرا این فکر شیطانی به سرم افتاد که اگر بتوانم طرح دوستی با همسرش بریزم یا بتوانم طوری مخفیانه وارد خانه آنها شوم و از زن سعید عکس یا فیلم سیاه بگیرم و او را با عکس یا فیلم لخت زنش تهدید کنم  میتوانم انتقام تهمت های روزهای نوجوانی را از او بگیرم .

بالاخره تصمیم گرفتم رفت و آمد آنها را برای مدتی زیر نظر بگیرم و وقتی سعید از خانه بیرون رفت نقشه ورود به خانه سعید را با شاه کلیدی کشیدم اما همسرش به محض روبه رو شدن با من جیغ و فریاد راه انداخت. من به او گفتم فقط می‌خواهم از او عکس بگیرم و هیچ آسیبی به او نمیزنم اما سر و صدا کرد و من هم از ترس آبرویم دستم را روی دهانش گذاشتم تا همسایه را مطلع نکند . من واقعا نمی خواستم او را بکشم. اما متاسفانه او ناخواسته خفه شد

اصلا نمیخواستم آسیبی به مهناز برسد و حالا پشیمانم . کاش هیچوقت به فکر انتقام گرفتن نمی افتادم – خانواده مهناز زن جوان قربانی درخواست قصاص کرده اند

Loading...

جواب دهید

نظر دهید
نام خود را وارد کنید